اما اصطلاح روابط عمومي براي نخستين بار در ايالات متحده آمريكا و در نوشته‌هاي اداره اتحاديه راه‌آهن ايالات متحده به كار برده شد و در دهه اول قرن بيستم نخستين دفاتر روابط‌ عمومي در موسسات اين كشور ايجاد شد.

نخستين شركت روابط عمومي در آمريكا توسط Lvyledbetter Lee فارغ‌التحصيل دانشگاه پرينستون و خبرنگار روزنامه (Newyork Word) كه بعدها پدر روابط عمومي در آمريكا خوانده شد، در شهر نيويورك تاسيس شد.

لي در آغاز تأسيس شركت روابط عمومي خود، اعلاميه‌اي به نام اعلاميه اصول منتشر كرد كه در آن آمده بود: "اين، يك دفتر مطبوعاتي سري نيست، همه كارهاي ما به طور آشكار انجام مي‌شود. هدف ما اين است كه خبر و اطلاعات را در اختيار مردم قرار دهيم. اينجا يك آژانس آگهي تجارتي نيست. اخبار و اطلاعاتي كه ما ارايه مي‌دهيم دقيق و صحيح است. به خبرنگاراني كه در جست‌وجوي مطالب خبري و گزارش‌هاي تحقيقي و تفسيري هستند، با كمال ميل و اشتياق كمك خواهيم كرد."

پس از تأسيس اين دفتر و معرفي خدمات روابط‌ عمومي، به تدريج اين حوزه به عنوان يك حرفه شناخته شد و نخستين دوره آموزشي روابط عمومي تحت همين عنوان در سال 1923 ميلادي در دانشگاه نيويورك تشكيل شد.

در انگلستان نيز در سال 1911 نخستين فعاليت‌هاي روابط‌ عمومي به مفهوم امروزي و با همين نام آغاز شد. نيروي هوايي پاكستان هم در سال 1919 واحد روابط‌ عمومي خود را تشكيل داد و در همان سال وزارت بهداشت اين كشور، يك نفر را به عنوان مسوول روابط عمومي خود معرفي كرد. همين شخص، شركت خصوصي روابط عمومي را در سال 1924 در انگلستان تأسيس كرد.

پس از اين دو كشور به تدريج در ساير كشورهاي صنعتي مانند آلمان، فرانسه و هلند هم، سازمان‌ها و واحدهاي روابط عمومي تشكيل شد و راه براي پيدايش حرفه روابط عمومي هموار شد.

اما ريشه‌هاي روابط عمومي نوين در غرب را بايد در دهه اول 1900 ميلادي جست‌وجو کرد. "اي وي لي" پايه‌گذار اولين انجمن روابط عمومي در سال 1904 ميلادي است، ضمن اين كه "ادوارد برنيز" به عنوان اولين نويسنده، کتابي در اين زمينه با نام "پروپاگاندا" به رشته تحرير درآورد که اهميت و تکنيک‌هاي کنترل افکار عمومي در آن ذکر شده بود.

بعد از اتمام جنگ جهاني دوم، روابط عمومي نوين به سرعت رشد کرد و در دهه 1950 ميلادي دانشگاه‌ها به سرعت به تدريس دروس و ارائه مدرک در اين حوزه رو آوردند.

در يك ديدگاه كلي مهارت‌هاي ضروري خاصي براي كار در دنياي روابط عمومي وجود دارد كه شامل سطح بسيار بالاي مهارت‌هاي ارتباطي، نوشتاري و كلامي است. يك شخص روابط عمومي بايد براي انجام هم‌زمان چند كار و مديريت زمان بسيار ماهر باشد و به منظور درك بهتر نحوه كار رسانه‌ها و سازمان‌هاي تبليغاتي ممكن است سابقه رسانه‌يي و آموزش نيز داشته باشد و مهارت‌هاي برنامه‌ريزي نيز در روابط عمومي بسيار مهم است.

كارمندان روابط عمومي بايد تحمل قرار گرفتن تحت فشار شديد را داشته باشد و قادر باشند از عهده سيل سوالات رسانه‌ها و مردم برآمده و درصورتي كه يك سازمان تحت انتقاد شديد قرار مي‌گيرد، اين بخش روابط عمومي است كه بايد كنترل اوضاع را به دست بگيرد و به طور موثر به انتقاد پاسخ گفته و به‌منظور حمايت از شهرت و اعتبار سازمان آن را برطرف كند.

هدف اصلي بخش روابط عمومي بالابردن شهرت يك سازمان است. كارمنداني كه در روابط عمومي كار مي‌كنند، اشخاص ماهري هستند كه قادرند يك سازمان يا شخص را به بهترين شكل به جهان معرفي كنند؛ نقش روابط عمومي مي‌تواند به عنوان يك حافظ اعتبار ملاحظه شود.

در هر حال دنياي كسب و كار امروز بي‌نهايت رقابتي شده و سازمان‌ها به مرزي نياز دارند كه آن‌ها را در ميان ديگران قابل توجه‌تر ساخته و در نظر عمومي و رسانه‌ها جذاب‌تر و جالب‌تر سازد زيرا مردم خريداران محصول و رسانه‌ها مسوول فروش آن هستند.

روابط عمومي با كمك به سازمان براي فراهم كردن درك بهتر براي مردم و رسانه‌ها از آنچه كه سازمان انجام مي‌دهد، خدمات ارايه مي‌كند. روابط عمومي در داخل يك سازمان مي‌تواند تحت عنوان اطلاعات عمومي يا روابط مشتري قرار بگيرد.

اين بخش مخاطبان يا مشتريان را درصورت داشتن هرگونه مشكلي كمك كرده و معمولا به دليل اين كه براي نشان دادن سازمان به بهترين شكل ممكن وجود دارد، بخش مفيدي محسوب مي‌شوند.

هم‌چنين روابط عمومي به سازمان كمك مي‌كند، به توان كامل خود دست يابد و نظرات دريافت كرده از مردم را در اختيار شركت قرار مي‌دهد كه اين امر با انجام تحقيقات درباره بخش‌هايي كه مردم بيش‌تر از آن راضي يا ناراضي هستند، محقق مي‌شود.

شايد از يك ديدگاه عمومي روابط عمومي گروهي از افرادي باشند كه در همه جا مي‌چرخند. چرخيدن مي‌تواند به معني تغيير يك وضعيت بد به سود سازمان نيز باشد. درست است كه هدف روابط عمومي نشان دادن ارگان يا نهاد به شكل مثبت است اما برخي از كارشناسان روابط عمومي وجود دارند كه يك سازمان مي‌تواند براي اين مهارت ويژه به آنان متوسل شود

 تاریخچه روابط عمومی 
اصولا شناخت هر پدیده ای به لحاظ علمی و تجربی از دو طریق امكان پذیر است:
۱) كالبد شناسی و بررسی استاتیك موضوع و تشریح ساختاری آن پدیده.
۲) بررسی دینامیك و شناخت سیر تحولات و تحركات پدیده در مراحل مختلف تاریخی.

تردیدی نیست كه دینامیك و استاتیك پدیده، یا بُعد ساختاری و تحركات آن، چنانچه با هم در مسیر شناخت و بررسی مد نظر محقق قرار گیرد، درجه و اعتبار واطمینان نتایج حاصله به مراتب افزایش خواهد یافت.
درزمینه شناخت بهتر روابط عمومی نیز ناچاراز این‌انتخاب هستیم یعنی هم لازم‌است اجزا و پیكرهء آن را در قالب اهداف و وظایف و جایگاه سازمانی بشناسیم و هم اینكه بر تاریخچه روابط عمومی و میزان و چگونگی به كارگیری آن در گذشته نگاهی هر چند اجمالی بیفكنیم و ببینیم كه آیا به وجود آمدن روابط عمومی و نهادینه شدن آن دردرون جامعه و سازمان های امروزی، پدیده ای جدید بوده وعلل وعوامل تشكیل دهندهء آن را فقط باید ناشی ازپیچیدگی های جوامع امروزی و خصوصیات افكار‌عمومی دانست یا اینكه از گذشته های دور و عصر باستان در تمدن ها و اقوام مختلف، نوعی روابط‌عمومی متناسب با اوضاع زمانه وجود داشته و در اقوام و مقاطع تاریخی تغییراتی با سمت گیری توسعه و سازمان نیافتگی بیشتر رو به رشد بوده است.

‌● سیر شكل گیری روابط عمومی :
اغلب از طریق منابع كتبی و شفاهی گفته می شود كه روابط عمومی موضوعی خاص عصر جدید است و با توسعهء علمی، عقلانی، تكنیكی و اقتصادی درجوامع صنعتی یا نیمه صنعتی و خدماتی سازمان های مختلف، بنا بر نیاز های ارتباطی برای سنجش افكار و عقاید و انجام تبلیغات و كسب آرا و افكار عمومی دست به تشكیل روابط عمومی زده اند. اما تحقیق و پژوهش نشان می دهد كه این پدیده تازگی نداشته وانجام اقدامات ارتباطی و به كار گیری شیوه های گوناگون برای هماهنگی با مردم و كسب مقبولیت اجتماعی و یا اثر گذاری و مقابله با نگرش های عمومی و افكار عامه در گذشته همواره وجود داشته است .
در دوره های قدیم در میان مردمی كه ارتباطات حضوری و چهره به چهره با یكدیگر داشته اند ، رهبران قومی و دینی یا دانشمندان و مصلحان اجتماعی به نوعی روابط عمومی در مقیاس ابتدایی همت گمارده‌اند. فقط نوع ابزارها و شیوه ها و میزان توانایی و وسعت كار آنان با امروز تفاوت های چندی داشته است.

با وجود اینكه اصلاح روابط عمومی از حدود دو قرن پیش رواج یافته اما آثار باقی مانده از زندگی اجتماعی پیشین ثابت میكند كه فرمانروایان آگاه، به این مهم توجه داشته و آن را به كار می برده اند.
در ایران قدیم و یونان و روم باستان جذب و استفاده از افكار عمومی برای اخذ تصمیمات و انجام اقدامات حكومتی و اجتماعی رایج بود. شاهان هخامنشی حكمای دولت شهر های یونان و اعضای سنای روم متوجه نفوذ اندیشه های مردم بوده و همواره سعی داشته اند آنها را به سوی خود جذب كنند. عبارت «صدای مردم صدای خداست» بیانگر این موضوع در آن دوران تاریخی است.
یك بولتن كشاورزی متعلق به ۱۸۰۰ قبل از میلاد مسیح كه توسط باستان شناسان در آثار باستانی عراق به دست آمده حاوی نحوه كشاورزی و آبیاری و مبارزه با موش های صحرایی بوده است.
ادبیات و سنگ نوشته های بر جای مانده در زمینه زندگی شاهان و رجال بزرگ نیز حاكی از تمایل آنان به جذب افكار عمومی است . این آثار ارزشمند كه از جمله میراث فرهنگی و هنری به شمار می رود در نقاط مختلف ایران به وفور یافت می‌شود.

تشویق شهرنشینان برای كوچ به مناطق روستایی به منظور كشت و زرع و تامین مایحتاج عمومی در آثار ویرژیل شاعر نامدار رومی، سخنرانی دموستن خطیب مشهور مقدونی، در مخالفت با نیات استعمار گرانه و توسعه طلبانه فیلیپ مقدونی، ارسال گزارشات توسط ژول سزار سردار رومی برای فرماندار كل و آشنا كردن مردم با فتوحات درخشان خویش گواه صادقی بر اهمیت دادن به ارتباطات فكری با مردم در گذشته است.

در دوره شكل گیری تمدن پر شكوه اسلامی در صدر اسلام یا پس از آن در قرون متمادی و در حكومت‌ها و سرزمین های مختلفی كه تحت لوای اسلام اداره می‌شدند، مساله افكار عمومی و احترام به آن مورد توجه قرار داشت. شناخت سنت نبوی و سیرهء علوی و آگاهی از كلام وحی كاملا مؤید ارزش قایل شدن به چگونگی نگرش ها و قضاوت های مردم است. بشارت دادن به بندگان انتخابگر، مساوی نبودن كسانی كه می دانند با كسانی كه نمی دانند، قسم خوردن به قلم به عنوان سمبل فكر و اندیشه، ترغیب فراوان به تعقل و تفكر و نپذیرفتن آنچه بدان آگاهی ندارند در عقاید متعالی اسلام و آیات شریفهء قرآن مجید به وفور یافت می شود. بخش عظیمی از خطبه های نهج البلاغه پر است از رویارویی روشنگرانه و حكیمانه مولای متقیان علی(ع) با مردم و ترغیب آنان به اندیشیدن و قضاوت صحیح در مسایل و حمایت از حكومت صالح. بدون شك چنانچه افكار عمومی و ارتباطات متقابل بین مسوولان و مدیریت ها با مردم بر اساس این آیات و احادیث و روایات غنی و جامعه ساز بنا شود، نقش عظیمی در تنظیم و تصحیح روابط انسانی و افزایش كارآیی سازمان ها و در نتیجه توسعهء اجتماعی خواهد داشت به ویژه آنكه به عنوان یك اصل قطعی و اعتقادی بدانیم كه خداوند وضع هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنكه اندیشه ها و افكار و شخصیت مردم تغییر كند.

بررسی تاریخچه ارتباطات و روابط عمومی در دوره های جدیدتر نشان می دهد كه این پدیده با شروع بحران ها و مبارزات اجتماعی و سیاسی پیوند نزدیكی داشته است، زیرا همه جناح های درگیر برای رسیدن به هدف و كسب قدرت و حاكمیت خود نیازمند جذب هر چه انبوه تر افكار عمومی و حمایت فكری و عملی آنان هستند ودر این میان روابط عمومی به عنوان شیوه های مؤثری برای تحقق این منظور عمل می‌كند.

از طرف دیگر سازمان های عظیم تولیدی و تجاری و موسسات بازرگانی در تجربیات عملی خویش به این نتیجه رسیدند كه خصوصیات مردم و نوع سلیقه ها، علایق، نیازها و نگرش های آنان با ادامه حیات اقتصادی این موسسات و سازمان ها پیوندی تام دارد . بنابراین بخش ویژه ای به نام روابط عمومی برای شناخت بیشتر مردم و سنجش افكار و خصوصیات آنان به وجود آمد تا از این طریق حركت تجاری، خدماتی و بازاریابی پر منفعتی به وجود آید. بدین ترتیب بود كه موضوع افكار عمومی و شكل گیری دستگاهی به نام روابط عمومی شروع شد.
در مجموع این اطلاعات تاریخی از دورادور گذشته و معاصر نشان می دهد كه روابط عمومی از گذشته‌های دور تا اعصار و تمدن های مختلف خصوصا در مكتب اجتماعی اسلام وجود داشته و آنچه موجب تازگی داشتن این پدیده شده نوع شیوه ها، تكنیك ها و تكنولوژی جدید و اهمیت فوق العاده ای است كه برای فعالیت های مختلف یافته است.

● روابط عمومی در جهان:
یكی از عواملی كه به شناخت و توسعهء فعالیت های روابط عمومی در جهان كمك شایان توجهی كرد به وجود آمدن انجمن بین المللی روابط عمومی است كه به اختصار به «ایپرا» معروف شده است.
زمینه های شكل گیری ایپرا در سال ۱۹۴۹ میلادی به وجود آمد كه طی آن كارشناسان روابط عمومی در كشورهای غربی برای بحث و مذاكره درباره مشكلات و مسایل مورد علاقه دور یكدیگر جمع شده و به تبادل نظر پرداختند. این انجمن در سال ۱۹۵۰ به طور رسمی شروع به كار كرد و ریاست آن را یك نروژی به عهده گرفت.
انتخاب اعضا و عضوگیری از كشورهای مختلف به تدریج شروع شد و كمیته های تشكیلاتی آن شكل گرفت. قوانین و مقررات لازم در اجلاسیه كنگره جهانی روابط عمومی در ۱۹۶۱ تعیین و تصویب شد تا رفتار كارشناسان روابط عمومی در سطح بین الملل معیار مورد قبولی داشته باشد. این معیارها با همفكری كارشناسان اهل فن و خبره تهیه و پیشنهاد شده بود.
این كنگره هر سه سال یك بار با حضور همه كشور های عضو تشكیل می شود و به مبادلهء افكار می‌پردازد. این مذاكرات و انتشار نتایج حاصل از آن اثر موثری بر رشد و تصحیح فعالیت های روابط‌عمومی در سطح جهان می گذارد. ایران نیز عضو این انجمن بوده است و چهارمین كنگره انجمن بین‌المللی در سال ۱۹۶۸ در ایران برگزار شد كه موضوع اصلی آن مبارزه جهانی با بی سوادی بود.
بدون شك درحال حاضر با توجه به مبانی فرهنگی واعتقادی جمهوری اسلامی ایران و سیاست های سلطه طلبانه كشورهای غربی، همكاری های مشترك با انجمن بین المللی روابط عمومی ما را ملزم می سازد تا سیاست های جدیدی رااتخاذ كنیم.سیاست هایی كه ضمن آن با بهره گیری از تجربه ارتباطی كشوردر بخش های اقتصادی و و سیاسی و فرهنگی و علمی با سازمان های جهانی خود در این زمینه نیز نقش اسلامی و منزلت مستقل خود را كاملا حفظ كرده در تشریك مساعی و تبادل نظر با این انجمن و دیگر كشورهای عضو، طرح ها و برنامه ها و شیوه های جدید و مبتكرانه ای متناسب با اصول و شیوه‌های اسلام ارایه دهیم.

● روابط عمومی در ایران:
در اغلب جوامع كنونی مشكل شكل گیری و توسعه دستگاه روابط عمومی در مفهوم واقعی خود با رشد افكار عمومی و گسترش زمینه های ارتباطات جمعی بستگی تام دارد و انجمن روابط عمومی پس از تحقق این زمینه مناسب در معرفی و شناخت روابط عمومی برای مدیران و مردم بسیار موثر بوده است .
در ایران این پدیده از سال ۱۳۳۳ به تدریج متداول شد و اكثر سازمان ها از شركت ملی نفت ایران كه برای اولین بار به تاسیس روابط عمومی همت گماشت تبعیت كردند، به طوری كه امروزه در اكثر سازمان‌ها روابط عمومی جایگاه سازمانی مشخص و معینی دارد، اما به دلیل وجود حركت طبیعی كه در اثر گوناگونی ها و تغییرات اجتماعی در سطوح مدیریت های مختلف به چشم می خورد، استفاده بهینه علمی و اصولی از این پدیده دستخوش عوارض انسانی و مادی شده است و سلیقه ها و نگرش های گوناگون موجب كندی یا سرعت فعالیت های آن می‌شود.
درابتدای شكل گیری روابط عمومی اكثر فعالیت ها به نشر مطالب و انتشار آگهی های خبری محدود می‌شد، اما به تدریج زمینه های فعالیت آن گسترش یافت و اهمیت آن در راستای اهداف سازمان های مختلف مورد توجه مدیران و همچنین مردم قرار گرفت و تشكیلات روابط عمومی یكی بعد از دیگری سازمان یافت.
تشكیل انجمن روابط عمومی در ایران كه برای هماهنگی و هدایت این نوع فعالیت ها از سال ۱۳۴۶شروع به كار كرد از عواملی است كه می تواند در تبلیغ و آموزش اصول روابط عمومی به عنوان یك رشته علمی و دانشگاهی در دانشگاه های ایران و پرورش دانشجویان و كارشناسان خبره در فعالیت های روابط عمومی، خودقوت بخش فعالیت های انجمن و راهنمای علمی و عملی كلیه روابط عمومی ها در سازمان های‌مختلف كشور است.

● روابط عمومی، نیروی انسانی و برنامه ریزی
برنامه ریزی در روابط عمومی- چنانچه بخواهیم بر مبنای اصول علمی طراحی شود- با مدیریت و كاركنان درون سازمان، خصوصا كارشناسان تحت پوشش روابط عمومی و خصوصیات و شیوه های رفتاری آنان ارتباط مستقیم دارد.
در بسیاری از مواقع فعالیت های روابط عمومی بدون برنامه ریزی صحیح و متاثر از مسایل روزمره است و به جای آنكه امكانات، بودجه و انرژی ها متوجه هدف اصلی باشد و نتایج خوبی در جهت جذب افكار عمومی و تقویت سازمان به دست آید یك جریان انفعالی را طی می كند. از سوی دیگر در اثر ندانم كاری و سطحی نگری و اتخاذ شیوه های غلط، هر لحظه از هدف دور شده، زمینه ها و شبكه های ارتباطات متقابل هر لحظه سست تر می شود.
بدین لحاظ دستگاه روابط عمومی برای جلوگیری از هرز رفتن نیروها و دفع ضرر و زیان از سازمان ناچار از به كار گیری فكر، منطق و تهیه برنامه ریزی اصولی بااهداف مشخص و مرحله ای است. بدین منظور لازم است در وهله اول چگونگی ارتباط خود را با مدیریت و كل پرسنل انسانی استمرار بخشیده، از همه توان موجود در ساختار سازمان استفاده كند. سپس تعریف مشخصی از شیوه‌های نگرش و خصوصیات رفتاری مدیر و كارشناسان روابط عمومی ارایه و بدان عمل كند. بدین ترتیب، به طور منطقی برنامه ریزی انجام یافته با شرایط موجود تناسب می یابد و زمینه های تحقق آن تا حد زیادی فراهم می شود. اكنون ببینیم این ارتباطات و برنامه ریزی چگونه صورت می پذیرد.

 

سیستم روابط عمومی محصول دنیای مدرن است که درسال 1906 بعنوان یک ضرورت در ساختار اداری ومدیریتی راه آهن کشور آمریکا تقریباً به شکل تعریف شده آغازگردید و متعاقباً درانگلستان به سال 1911مؤسسه ای بعنوان روابط عمومی در سازمان هواپیمایی آن کشور پدید آمد و به تأسی ازآن عموم کشورهای غربی هم با رعایت مناسبت های ملی وجهانی اقدام به تاسیس روابط عمومی در نهادها ومؤسسات دولتی وغیر دولتی نمودند.  فلسفه ی اصلی تشکیل روابط عمومی ها مبتنی بر احترام به حرمت انسانی است و به تعبیری از روابط عمومی بعنوان هنر و یا علمی یاد می شود که قادر است حسن تفاهم و تعاملات نیکوی اجتماعی و حتی بین المللی را به ارمغان آورد. این گونه مؤسسات بیشتر از هر چیز چون حلقه ی واسطه و ترجمان میان نهادها و مخاطبین آنها تلقی می شود و موظف به تلطیف  و سپس  نهادینه کردن روابط میان سازمانهای دولتی وغیر دولتی با مخاطبین ایشان می باشند چرا که در جوامع مدرن ودمکراتیک این مردم واجتماع هستند که اصالت دارند و می توانند با انجام یک همه پرسی نهاد قدرت را تعیین وتعریف کنند. لذا برای اینکه در حدود خرد وکلان روابط میان نهادهای سیاسی ، اقتصادی و... شکل مدنی پیدا کند  همراه گروه های مدنی اجتماعی پدیدار شدند وهمواره در فرایند ارتباط اجتماعی کلان در پی ایجاد یک سلسله تعاملات عقلانی ودمکراتیک میان مردم ونهاد قدرت هستند.روابط عمومی در نظام های دموکراتیک برخلاف  نظام های توتالیتر، ساختاری است که توان ایجاد حسن تفاهم را با مخاطبین خود را دارد و چون نماینده و سخن گوی سازمان تابعه ی خویش عمل می کنند از سوی دیگر در نظام های دمکراتیک احزاب ، اصناف وگروه ها  نیز در حدود تعریف شده بعنوان نماینده و سخنگوی ملت یا مردم در برابر نظام سیاسی عمل می کنند. هر چند روابط عمومی ها در ساحت عقلانیت و اجرای حسن تفاهم با مخاطبین خود بوجود می آیند، لیکن بعنوان ثقل کانون تصمیم گیری به شمارنمی روند ،هرچند که ممکن است مؤثرترین تأثیر را در تصمیم گیرهای سطح مدیریتی خرد و کلان داشته باشند ولی به شکل فعال ومبرع در فرایند و ساختار تصمیم گیری حضور ندارند، زیرا وظایف روابط عمومی بیش از هر چیز ترغیب واقناع است و کلیه ی خلاقیتهای آنان در جریان اتخاذ بهترین شیوه هنری در خصوص ترغیب واقناع صورت می گیرد. بعبارتی یک ابزار و روش نظام مند خلاق دردست مدیران ومسؤولان به منظورارتباط صمیمی ومنطقی یا دمکراتیک با مخاطبانشان می باشد . علاوه بر این روش های استدلالی و عقلانی در حوزه روابط عمومی، شکل ابزاری دارند و غالباً در بستر هنر و ادبیات در فرآیند ترغیب واقناع هویت می یابد. از این رو بعضاً روابط عمومی را هنر هشتم می نامند، چون هدف روابط عمومی اقناع مخاطبین است واقناع صورت نمی گیرد مگر اینکه روابط عمومی متوسل به روش ها و شیوه های هنری شود هر چند ممکن است عناصرعقلانی و استدلالی به وفور در ارتباط گیری روابط عمومی با مخاطب به کار گرفته شده باشد لکن این بهره برداری در بستر هنر صورت می گیرد و از این رو هنری شکل ابزاری پیدا می کند .اما مقصود در جوامع مدرن دمکراتیک تعامل و ارتباط دوسویه ی مردم با نهاد قدرت است که این امربه صورت مستقیم صورت نمی گیرد بلکه  با ایجاد حلقه ها ی واسطی چون احزاب ، اصناف و گروه های اجتماعی که مبتنی برخواست مردم می باشند به شکل  سازمان یافته و نظام مند وارد عمل می شوند.همچنین یک نوع سپر حفاظتی را جهت حفاظت از جامعه ومردم در مقابل نهاد قدرت و حاکمیت بوجود می آورد. از طرفی نهاد قدرت در جوامع دمکراتیک در نهادها ، سازمانهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... تکثیر می شود و علی القاعده برای برقراری رابطه پاسخگوئی با مخاطبین خود نیازمند به یک ساختار نظام مند وتعریف شده بنام روابط عمومی احساس می شود،یعنی روابط عمومی پلی است که از جانب سازمان ونهاد دولتی و غیر دولتی جهت ارتباط گیری آسان توأم با تفاهم با مخاطبان به کار گرفته می شود. در جوامع توسعه یافته ومدرن همواره روابط عمومی ها در پی ایجاد ماهیت دمکراسی در حوزه ی کار خویش می باشند . اما در کشور های رو به توسعه که عموماً ایدئولوژیک نیز می باشند و موجودیت احزاب، اصناف و گروه های مدنی و در نهایت دمکراسی در آن جوامع چندان وقعی ندارد ، لکن بنا به مقتضیات در عصر کنونی خود را در زمره ی میان کشورهای مدرن و دمکراتیک را تبیین می کنند در عمل تابع یک مفهوم ومقصود مجزوم هستند که از سوی منبع ایدئولوژی صادرمی شود. از این رو روابط عمومی ها درچنین کشورهایی نهال کانال هایی یک طرفه هستند و صرفاً بدنبال هنری کردن و یا تلطیف دستورالعملهای مانیفستی قدرت های مافوق می باشند . لذا روابط عمومی ها همواره در این جوامع ( هر چند با صورت دمکراتیک ) یک سویه عمل می کنند .و این مسأله به ساختار روابط عمومی که کاملاً پدیده و محصول دنیای مدرن است بر می گردد. هرچند که در جوامع سنتی و روبه توسعه  نیز این نهاد به لحاظ فرهنگی مورد تجزیه و تحلیل خصوصاً مورد ترجمه قرار گرفته است . لذا جوامع مذکور با رویکرد تجدد خواهی و با الگو گرفتن از صورت و ساختار روابط عمومی، فاقد مفهوم و فرهنگ دمکراتیک نهفته در آن هستند و بیشترجهت استفاده ی ابزاری به منظور تبیین ما نیفستهای ایدئولوژیک بهره می جویند.  در فرایند ارتباطات بویژه روابط عمومی ها مصمماً بدنبال بازخورد، ارضا و اقناع هستند.زیرا حاکمیت ومتعاقباً سلسله حاکمیتهای خرد متصل به منبع قدرت مافوق بوده وبرغالب جنبه های اجتماعی و فرهنگی ، اقتصادی احاطه دارند وحوزه ی تعاملات اجتماع را محدود می کنند و اجتماع را به ورطه ی تقدیر گرایی سوق می دهند علی الخصوص فرستنده ی پیام ، خویش را  متصل به حقانیت غیر قابل انکار می پندارد و در تجزیه و تحلیل خویش در ارتباطات اجتماعی صاحب صلاحیت می داند واز مشروعیت های معنوی ها مبتی بر باورهای اجتماعی ( مخاطبین ) استواربه نفع خویش بهره برداری می کند. از این رو روابط عمومی بعنوان یک پدیده مدرن و دمکراتیک بابار مفهومی و تعامل عقلانی و عاطفی میان رئیس یک سازمان با مخاطبین آن نمی تواند تفاهم عقلانی حسنه  ایجاد نماید زیرا دچار یک پارادوکس – فرهنگی ومفهومی با مولفه های از پیش تعیین شده ایدئولوژیک و سنتی است . در نتیجه اطلاق سیستم تبلیغات به جای روابط عمومی در چنین جوامعی پر مفهوم تر از حتی گونه هایی چون ، روابط عمومی توجیه گر وروابط عمومی تبیین گر است . زیرا روابط عمومی توجیه گر و تبیین گر در جوامع مدرن از جمله متدهای روابط عمومی تلقی نمی شوند، بلکه دو گونه از آسیب شناسی روابط عمومی ها به شمارمی آیندو اصالتاً فلسفه روابط عمومی ها یک ضرورت اجتماعی برای جوامع مدرن و فلسفه ی آنها جوشیده ازفرهنگ دمکراسی است . اگر چه در جوامع غیر دمکراتیک و ایدئولوژیک نیز از عنوان و ساختار روابط عمومی بهره می جویند  لیکن بیشتر از هر چیز جبراً به خاطر تعاملات بین المللی  و به منظور ایجادارتباط با سایر مللضرورت دارد که مجهز به زبان روابط عمومی باشند به همین خاطر جوامع غیر مدرن جهت رتق وفتق امور اجباراً نیاز به چنین مؤسساتی دارند. در همین حد هم اگر ( علی الظاهر ) روابط عمومی در جوامع غیر مدرن و ایدئولوژیک بخواهد خیرخواهانه یک سویه با مخاطبین خود رابطه ای برقرار کند بازنمی توان فعالیتهای آن جوامع را در تعارف وقالب های روابط عمومی ( با در نظر گرفتن تعاریف خرد و کلان در خصوص روابط عمومی ) جای داد بلکه می تواند با نگاهی خوش بینانه شکلی از تبلیغات سفید و یا حداقل خاکستری را به این گونه روابط عمومی های ایشان اطلاق کرد. چرا که جوامع یاد شده در خصوص پذیرش اصول و فرهنگ روابط عمومی که محصول دنیای مدرن است توجه لازم را مبذول نداشته و تنها یک برداشت صوری و یا ناقص از آن در نظر گرفته شده است و این هم شاید بخاطر شرایط وضعیت اجتماعی یاد شده باشد که بی مهابا یا ضرورتاً از موسسات ونهادهای کشورهای صنعتی ومدرن گونه برداری شده است . حداقل می توان مدعی شد آن هیچگونه ترجمان وتطبیق فرهنگی در این باره صورت نپذیرفته است

اهمیت روایت های تاریخی در شکل گیری روابط ایران و آمریکا

 

انجمن علمی مطالعات آمریکای دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران به مناسبت بزرگداشت روز دانشجو، نشستی را با عنوان «اهمیت روایت و قرائت های تاریخی در شکل گیری روابط ایران و آمریکا» 20 آذر برگزار کرد.

در این نشست که با مدیریت دکتر سید کاظم سجادپور، مدرس گروه مطالعات آمریکای دانشکده مطالعات جهان برگزار شد، سه تن از دانشجویان دوره دکتری مطالعات آمریکا مقالات خود را که گردآوری و تحلیل روایت های ارائه شده در متون آمریکایی از بخش های گوناگون تاریخ نظیر کودتای 28 مرداد 1332، 16 آذر 1332، و 13 آبان 1358بود، ارائه دادند.
در ابتدا دکتر سجاد پور مقدمه ای در باره اهمیت بازنگری و توجه به روایت های تاریخی، از جمله کتب خاطرات کنشگران آمریکایی و ایرانی، برای درک صحیح از روابط ایران و آمریکا مطرح کرد.
وی همچنین درباره توجه به سه دسته عوامل کلی در روابط ایران و آمریکا اعم از الف) گذشته، مکان و قدرت، ب) مردم، شخصیت ها و تصویر ذهنی آنها از مسائل، و ج) محیط سیاستگذاری، سیاست و سیاست های اتخاذ شده توضیحاتی ارائه کرد.
حکیمه سقای بی ریا، سخنران اول، در مقاله خود با عنوان «روایت های پیدا و پنهان از کودتای 28 مرداد 1332» به بررسی این دسته از روایات منابع آمریکایی پرداخت و خاطر نشان کرد که توجه همه جانبه به آنها برای فهم کامل تر این رویداد که به واقع یکی از نقاط عطف روابط ایران و آمریکا به شمار می رود، حائز اهمیت است.
به گفته وی در روایت روزولت، کودتا به عنوان یک عمل اجتناب ناپذیر و در عین حال قهرمانانه معرفی می شود، فرجام آن را موفقیتی بزرگ برای سیا توصیف، عاملیت شاه به عنوان رهبری مقتدر پررنگ، و مصدق به عنوان یک عنصر فاقد عقلانیت معرفی می شود. این در حالی است که در دو روایت پنهان مورد اشاره، شاه به عنوان عنصری ترسو و فاقد قدرت تصمیم گیری معرفی و به این امر اذعان می شود که کودتا علیه شخصی انجام می شود که مورد حمایت مردم است.
مهرداد حلال خور سخنران دوم  سخرانی خود را با عنوان «بررسی ریشه جنبش های دانشجویی با تاکید بر 16 آذر 1332» ارائه کرد. وی گفت: همواره دانشجویان ایرانی به عنوان ذهن بیدار جامعه ایران در مقابله با استبداد غرب و دست نشانده های آنها عمل کرده اند. در سال 1332، به عنوان نقطه عطف این جنبش ها، سرنگونی اولین دولت منتخب مردم، حمایت آمریکا از عوامل کودتای 28 مرداد، اخبار محاکمه مصدق، زمزمه واگذاری امتیاز نفتی به آمریکا پس از ملی شدن صنعت نفت و نهایتا حضور نیکسون در دانشگاه تهران در کنار تاریخ کهن فعالیت های استعمار در ایران باعث واکنش غیرتمندانه دانشجویان شد. این در حالی است که بازاری ها نیز اعتراضاتی داشتند که پیش از آن سرکوب شده بود.
وی با ارجاع به مدارک منتشر شده از سوی مرکز مطالعات و اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات شهید دکتر چمران و مقایسه آن با آرشیو موجود از روزنامه های پرخواننده آمریکایی قابل دسترسی در فضای مجازی به این نتیجه رسید که روایت مقاوت دانشجویان در 16 آذر هم در ایران و هم در منابع آمریکایی عمدتا تحت بایکوت خبری و سکوت قرار گرفته بوده است.
سخنرانی سوم نقد روایت کتاب خاطرات ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران، با عنوان «مأموریت در ایران» بود که توسط زهره خوارزمی ارائه شد.
این دانشجوی دکتری مطالعات آمریکا پس از تأکید بر اهمیت روایت به عنوان بازنمایی وقایع و منبع تولید قدرت، به جریان گفتمان قدرت در کتاب مذکور اشاره و فاش کرد که چگونه استثناگرایی و نگاه امپریالیستی آمریکایی در سراسر روایت آن به چشم می خورد.
وی تاکید کرد: عدم دانش کافی سالیوان نسبت به تمدن، باورها و سبک زندگی در ایران و ارزیابی همواره له/علیه بودن افراد و وقایع نسبت به منافع آمریکا نشان از مفروضاتی است که همچنان در دیپلماسی آمریکا نسبت به دیگر ملل به خصوص در تقابل با مسلمانان و در قبال جمهوری اسلامی ایران به چشم می خورد.

[ 90/10/08 ] [ 12:13 ] [ عبدالرضاگلنان کارشناسی مدیریت امورفرهنگی ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه